bookmark

معنای دله

دله

به فتح اول و ثانى مشدد جانورى باشد كه آن را قاقم گويند و گربه صحرائى را هم گفته‌اند و معرب آن دلق است و زن دلاله و مختاله و جامۀ پشمينه و خرقه و مرقع درويشان را نيز گويند كه از آن پشمها آويخته باشد و با ثانى مشدد به معنى مكر و حيله و عيار و ناراست و منافق باشد و گردباد را نيز گويند و به كسر اول به معنى دل است كه به عربى قلب خوانند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص392)
sourceLink

- [بفتح دال و لام] قاقم باشد و [بتشديد لام] نيز آيد مثالش حكيم اسدى فرمايد: بيت زهر سويى اندازه در وى بجوش بتان پرندين بر دله پوش و گربه صحرائى را نيز گويند و اين از نسخۀ ميرزا منقولست. استاد فرخى گويد: شعر هميشه تا بصورت يوز ديگر باشد از آهو هميشه تا بقوت شير برتر باشد از دله و نيز نام زنى محتالۀ مشهوره. مثالش هم او فرمايد : بيت ز بهر آنكه از بند تو چون هر دم رها گردد كنون دايم همى خواند كتاب حيلۀ دله و [بتحفيف لام] نيز بنظر رسيده.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص574)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] قاقم. و گربۀ صحرائى. و زن دلاله و محتاله. و جامۀ پشمينه. و خرقه و مرقع درويشان كه از آن پشمها آويخته باشد. ¦¦
[صفت‏] [فارسی‏] مكر و حيله. و عيار و ناراست و منافق. و گردباد. و قاقم. و سنجاب. و خيانت.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص1531)
sourceLink

دلق و جامۀ گدا.نظامى گفته است: ميفكن كول گرچه خوار آيدت#كه هنگام سرما بكار آيدت
(
فرهنگ قواس
, ص154)
sourceLink

دله

(اسم) ← قاقم. -دلۀ پيسه؛ كنايه است از شب و روز.
(
لغت نامه دهخدا
, ص1340)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.